المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
314
مروج الذهب ( فارسى )
تناسب نفس با آهنگها و كيفيت پيدايش طرب و اقسام شادى و رفتن غم و زوال اندوه و علل طبيعى و نفسانى آن و مطالب مربوط به اين مسائل از هر جهت بتفصيل در كتاب الزلف سخن آوردهايم و نيز از اخبار دلپسند و انواع موسيقى و سرگرمى اين اقوام در كتاب اخبار الزمان و كتاب اوسط سخن گفتهايم و از تكرار در اينجا بىنيازيم كه اين كتابى بنهايت مختصر است و اگر مجالى بود شمهاى از آن را در همين كتاب خواهيم گفت انشاء الله تعالى و اگر ميسر نشد در كتابهاى سابق خود همه چيز را بشرح و تفصيل گفتهايم . آنگاه پس از قسطنطنين بن هلانى پادشاه فيروزمند قسطنطنين بن قسطنطنين « كه پسر پادشاه سلف بود بپادشاهى رسيد پادشاهيش بيست و چهار سال بود و كليساهاى بسيار ساخت و دين نصارى را قوت افزود آنگاه لليانس برادر زاده قسطنطنين بپادشاهى رسيد و دين نصرانى را رها كرد و به بتپرستى بازگشت و به لليانس ديندار معروف شد پيروان دين نصارى به علت بازگشت وى از نصرانيت و تغيير رسوم آن با وى دشمنى دارند و او را لليانس بزطاط دادهاند وى بدوران پادشاهى شاپور پسر بابك بعراق حمله برد و تيرى ناشناس به دو رسيد و جان داد وى با سپاه بىشمار بعراق آمده بود و شاپور وسيلهاى براى دفع او نداشت براى آنكه غافلگير شده بود و از مقابله او بحيله پرداخت و قصه چنان شد كه گفتيم و تير ناشناس پرتاب شد . مدت پادشاهى للياس تا وقتى بمرد يك سال بود و بيشتر از اين نيز گفتهاند وى پادشاه سوم دوران رواج نصرانيت بود وقتى للياس كشته شد شاهان و بطريقان و سپاهيانى كه با وى بودند بناليدند و سوى بطريقى يونياس نام كه بنزد ايشان محترم و معتبر بود پناه بردند گويند وى دبير پادشاه سابق بود و او بپادشاهى رضايت نداد مگر آنكه همگى بدين نصارى باز گردند آنها نيز پذيرفتند و شاپور اين جماعت را به تنگنا افكند و سپاهشان را محاصره كرد و يونياس با شاپور مكاتبه و صلح و اجتماع و گفتگو و مصاحبت داشت آنگاه از هم جدا شدند و او سپاه نصرانى را ببرد و با شاپور مسالمت